No Up

عشق
من زنی تنهایم که در اتاق تاریکی ، در گوشه ی دیوار ، سالهاست که به تو نامه مینویسد.
خودکاری را برداشتم وشروع به نوشتن کردم. به تو مینوشتم . نوشتم و نوشتم . انقدر نوشتم تا جوهر خودکارم تمام شد. به اطرافم نگاه کردم ، خودکار دیگری دیدم. خودکار را برداشتم و دوباره شروع به نوشتن کردم. نوشتم و نوشتم. دستهایم می لرزید، تمام بدنم درد میکرد ولی من باز هم مینوشتم. به تو مینوشتم چون تو را دوستت داشتم. خودکارم دوباره تمام شد. هنوز میخواستم که به تو بنویسم و به تو بگویم که دوستت دارم. به اطراف نگاه دیگری انداختم ، خودکاری ندیدم ، ولی در گوشه ای از اتاق مدادی پیدا کردم. مداد را برداشتم و شروع به نوشتن کردم. من تمام سالهای زندگی ام را صرف نامه نوشتن به تو کردم و هنوزهم مشغول نوشتن به تو هستم.ولی تا به حال ، جوابی از تو دریافت نکرده ام. مدادم کوچک و کوچک تر میشد ، دستانم خسته و خسته تر، ولی هنوزتصمیم داشتم که به نوشتن ادامه دهم. صبح روزی بارانی ، مدادم هم تمام شد. ناگهان فکر اینکه دیگر نمیتوانم برایت بنویسم تمام بدنم را لرزاند. ترسیدم. اشکهایم روی زمین جاری شدند. کسی نبود تا صدای فریاد های من را بشنود. من تنها بودم. حتی تو هم انجا نبودی. به زمین افتادم. دستانم خرد شدند. پاهایم شکستند. مردم. دیگر نمی توانستم برایت نامه ای بنویسم. چون دیگر زنده نبودم. امروز روحم پرواز میکند و به دنبال تو میگردد. اگر زنده بودم ، در این لحظه مشغول نوشتن به تو بودم.
ولی حیف که من فقط روحی سرگردانم که به دنبال تو میگردد....
قلب من از شدت عشق تو میتپد...

اولین باری بود که عاشق شده بودم...
معنی عاشقی را نمیدانستم ولی عاشقت شدم...
میدانم که تو من را دوستم نداری ولی بدون که من خیلی دوستت دارم...
شبها خوابت را میبینم ...
خب ، همه ی جمله های بالا را توی یک کلمه میشه گفت :
" عاشقتم "
............................................................................................

خوش و سر سبز شد عالم اوان لاله زلر آمد
بنفشه پیش نیلوفر در آمد که مبارک باد
که زردی رفت و خشکی رفت و عمر پایدار آمد
تو
عشــــق به شکل پرواز پرنده است عشق ، خواب يه آهوی رونده است
من زائــــری تشـــــــنه زير باران عشق ، چشمه آبی اما کشنده است
من ميميرم از اين آب مســــــموم
اما اونکه مرده ازعشق تاقيامت هرلحظه زنده است
من ميميرم از اين آب مســــــموم
مرگ عاشق عـين بودن، اوج پرواز يه پرنـده است
توکه معنای عشقی،به من معنابده ای يار دروغ اين صدارابه گورقصه ها بسپار
صدا کن اسممو از عمق شب از پشت ديوار
برای زنده بودن ، دليل آخرينـــم باش منم بذرفرياد،خاک خوب سرزمينم باش
طلوع صادق عصيان من ،بيداريم باش
عشـــق گذشــــتن از مرز وجوده مــــــــرگ ، آغـــــــاز راه قصـــــه بوده
من راهی شـــــدم نگو که زوده اون کسی که سرسپرده مثل ماعاشق نبوده
من راهی شــــدم نگو که زوده اما اونکه عاشقونه جون سپرده هرگزنمرده
توکه معنای عشقی به من معنابده يار دروغ اين صـدا را به گور غصه ها بسپار
صدا کن اسممو از عمق شب از پشت ديوار
برای زنده بودن ، دليل آخرينم باش منم بذر فرياد ، خاک خوب ســرزمينم باش
طلوع صادق عصــيان من ، بيداريم باش

ای کاش می توانستم بگویم که با من چه می کنی...
تو جانی در جانم می آفرینی
تو تنها سببی هستی که به خاطر آن
روزهای بیشتر
شبهای بیشتر
و سهم بیشتری از زندگی می خواهم
تو به من اطمینان می دهـــی
که فردایی وجود دارد...برای تو میمیرم یاسی.

حرفی اگر هست
بهتر که چشمی بگوید
و چشمــــــی پذیرا شــــــود
غمـــــــــی اگـــــــــر هســـــــت
بهتـــــــــر که دستی بـــــازگـــــــوید
و دســـــــتی به غمــــــگساری نشـــــــیند
هـــــرگز کلام اینچنــــین ناتوان نبـوده اسـت

خستـــــــــه و دربه دره شـــــــهرِ غــــمم شـــــــــبم از هرچی شبِ سیـــــاهتره
زندگـــــی زندون ســــرد کینه هاســــــت رو دلـــــــــــم زخم هـــــزارتا خنجره
چی می شد اون دستهای کوچیک و گرم رو سرم دســــــت نوازش می کــــشید
بـــــستر ِ تنهایــــــــی و ســــــرده من رو بوسه گـــــرمی به آتــــیش می کشـــید
چی می شد تــــو خونه کوچیـــــک مـــن غنچه های گــــل غـــــم باز نمــــی شد
چی مــی شد هیچکسی تنهام نمی گذاشت جــــُز خــدا هیچکسی تنــها نمی شــــــد

سکوت را می پذیرم![]()
اگر بدانم روزی با تو ســــخن خواهم گفت
تیره بختی را می پذیرم
اگر بدانم روزی چشمان تو را خواهم سرود
مـــرگ را می پذیرم
اگر بدانم روزی تـــــــو خواهی فهمید کـه
دوستت دارم
دوستت دارم
دوستت دارم
دوستت دارم
I Love You Yasaman

چشم مــن بیا منُِِ یـــاری بـــــــکن گونه هام خشکیده شــــــد کاری بکن![]()
غیرِ گریه مگه کاری می شه کرد؟ کاری از ما نــــــمیاد زاری بــــکن![]()
اون که رفته دیگه هچوقت نــمیاد تـا قیامت دل من گریـــــــه میخــواد![]()
هرچی دریا رو زمین داره خــــدا با تموم ابرهـــــــای آسمونــــــــــها![]()
کاشکی میـــــداد هَمَرُ به چشـــم من تا چشمام به حــال من گـــــریه کُنن![]()
قصه گذشـــــته های خوب مــــــن خیلی زود مثل یه خواب تموم شدن![]()
حالا باید ســــــر رو زانوم بـــذارم تا قیامـت اشک حســــــرت ببارم![]()
دل هیچـکس مثل من غم نــــــداره مثل مـــن غصه و ماتـــــم نــــداره![]()
حالا کـــه گریــه دوای دردمــــــــه چــرا چشمام اشــــکــشُ کم میـاره![]()
سرنوشت چشمـــاش کــوره نمیبینه زخم خنـــجرش میمونه رو سینــه![]()
لــــب بسته,سینه غـــرق بــــه خـون قصـــه مـــونـــــــدن آدم همـــینه![]()
اون که رفته دیگه هیچوقت نمیاد![]()
تـــا قیامت دل من گریه میخواد![]()
![]()
![]()
![]()